اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... فروردین مرد رک و راست/پر حرارت/حادثه جو/یکه شناس حسود/پرتوقع/ریاست طلب/تشنه رقابت/احساساتی زن مستقل/پرطرفدار/رک و راست/توانا و کارآمد عجول/حسود/مغرور/مددکار/خوش بین معتقد به معجزه اردیبهشت مرد آرام/اهل عمل/درون گرا/محتاط/دور اندیش منطقی در عشق/زود رنج/بد خشم/یک دنده زن زن واقعی/دوستدار طبیعت/خوددار/منطقی اهل عمل/آشپز قابل/محتاط/عاشق موسیقی/غالبا متدین خرداد مرد با ذوق/هنر دوست/غیر حسود/بد قول/مردم دار شخصیت دوگانه/دست و دلباز/دوستداراخبار/تند زبان زن شاد و پر نشاط/باهوش/کم حرف/آب زیرکاه تخیل قوی/تند رو و بی باک/شم اقتصادی قوی تیر مرد دور اندیش/هنرمند/محافظه کار/خسیس/خجالتی حسود/علاقه مند به گذشته/زن دوست زن نجیب/دوستدار گذشته/متغیر/صرفه جو و گاه خسیس خجالتی/انتقاد پذیر/زود رنج/فداکار صبور/عدم اعتماد به نفس/معتقد به تقدیر مرداد مرد اجتماعی/عاشق پیشه/دوست خوب/مغرور/آقا منش مکانیک خوش قلب/چشم چران/فعال زن گرم و جداب/باشخصیت/تجمل پرست/فرمانده/شوخ مهربان/ولخرج/روانکاو خوب/کد بانو شهریور مرد فداکار/صادق/هوشمند/ثابت قدم/بیگانه با عشق هنر پیشه ماهر/وفادار/کمال جو/پایبند به اخلاقیات علاقه مند به مطالعه و موسیقی زن احساساتی/بی ریا/پر شور/با شرم و حیا/رک و راست قانونمند/کمال جو/دقیق/مسئول/وسولسی/دست و دلباز مهر مرد هوشمند/دلنشین/زود بلوغ/منصف/معتمد/دم دمی مزاج دست و دلباز/مهمان دوست/منظم زن وکیل مدافع/مرد صفت/عادل/اجتماعی/وفادار ترین همسر عاشق شیرینی جات/با اراده/صلح جو آبان مرد با اراده/پر هیجان/رفاه طلب/پر جاذبه/انتقام جو شجاع/حسود/استقلال طلب/بخشنده و غمخوار زن خانه دار/راز دار/حسود/انتقام جو/موقعیت شناش مغرور/شجاع/صبور/جاه طلب آذر مرد پر طرفدار/خوش بین/بیقرار/دم دمی مزاج/تلخ زبان خوش شانش/عاشق سفر/تند خشم/خواهان آزادی و بی قیدی زن منطقی/خود مختار/عاشق گردش و سفر و ورزش تند زبان/ساده دل/خوش اشتها/دست و دلباز دی مرد مصمم/با انضباط/خشن/شهرت طلب/حامی خود دار/در عشق کم حرف زن مسلط/شهرت پرست/شدیدا احساساتی/با نمک/با نزاکت تمیز و با سلیقه/علاقه مند به تاریخ/خودخور/همدرد با درد مندان بهمن مرد رفیق باز/واقع گرا/تحلیل گر/خود خواه/وسواسی غیر حسود/سرد مزاج/پر سر و صدا وپر هیاهو زن پیشگو/کنجکاو/بی ثبات/بی اهمیت به پول/بد لباس عاشق آزادی به منطق/دارای حسن نیت/سردوبی احساس اسفند مرد خونسرد/کم توقع/فرصت شناس/بی تعصب خوش قلب/گیرنده و جاذب/حساس/خجول دیر خشم/دروغگوی ماهر/عاشق زیبایی زن جذاب/دارای هوش زنانه/موقعیت شناش/ناقلا و باریک بین خیال باف/آسیب پذیر/بخشنده و غمخوار شباهت زیاد ما انسان ها با کتاب ها! بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید وبعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.. بعضی آدمها جلد زرکوب دارند?بعضی جلد ضخیم، بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند. بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند. بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند. بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند. بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند. بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند. بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت. بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند. بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی. بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان . ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت.. این متن از نوشتههای مرحوم قیصر امینپور میباشد.
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
و من غافلگیر شدم
سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد
.
و
و
و
و
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم
.
.
.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو
.
.

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر چشم زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |






